تبلیغات
رز
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون درباره ی وبلاگ






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
دفتری بود که گاهی منو تو مینوشتیم در آن از غم وشادی و رویاهامان من نوشتم از تو: که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا تو نوشتی از من: من که در تنهایی با تو شاعر گشتم ، با تو گریه ، با تو خندیدم ورفتم تا عشق نازنینم ای یار من نوشتم هر بار با تو خوشبخت ترین انسانم ولی افسوس مدتی است که قلم نه دست تو مانده است نه من...
- دکمه گرافیکی تماس با ما تماس با ما

ابزار پرش به بالا

ابر برچسب ها

سلام به همه ی دوستان شما میتونین شعر

یا نوشته های زیباتونو برامون ارسال کنین

 تا  توی وبلاگمون همراه با اسمتون قرار بدیم

آدرس وبلاگ دیگم رو براتون میذارم امید وارم به اونم سر بزنید

و دوستان خواهشا لینکش کنید

http://asheghoone.mihanblog.com/

راستی نظر یادتون نره

ما منتظر پیشنهاد ها وانتقادهاتون هستیم

ممنون از همراهیتون


عشـق یعنـی...!



عشق یعنی مستی و دیوانگی


عشق یعنی با جهان بیگانگی


عشق یعنی شب نخفتن تا سحر


عشق یعنی سجده با چشمان تر


عشق یعنی سر به دار آویختن


عشق یعنی اشک حسرت ریختن


  عشق یعنی درجهان رسوا شدن


عشق یعنی سُست و بی پروا شدن


عشق یعنی سوختن با ساختن


عشق یعنی زندگی را باختن


عشق یعنی انتظار و انتظار


عشق یعنی هرچه بینی عکس یار


عشق یعنی دیده بر در دوختن


عشق یعنی در فراقش سوختن


عشق یعنی لحظه های التهاب


عشق یعنی لحظه های ناب ناب


عشق یعنیبا پرستو پر زدن


عشق یعنی آب بر آذر زدن


عشق یعنی، سوز نَی، آه شبان


عشق یعنی معنی رنگین کمان


عشق یعنی شاعری دل سوخته


عشق یعنی آتشی افروخته


عشق یعنی با گلی گفتن سخن


عشق یعنی خون لاله بر چمن


عشق یعنی شعله بر خرمن زدن


عشق یعنی رسم دل بر هم زدن


عشق یعنی یک تیمم,یک نماز


عشق یعنی عالمی راز و نیاز




موضوع :
عاشقانه ,  سایر , 



ای تاج سر عالم و آدم زهرا

از کودکی ام دل به تو دادم زهرا

آن روز که من هستم و تاریکی قبر

جان حسنت برس به دادم زهرا . . .

__________

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت

ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

ای کاش در سوخته مسمار نداشت

کاش قلبم به قبرش راه داشت

کاش زهرا هم زیارتگاه داشت


آقا یا صاحب الزمان (عج) شرمنده ایم.....








موضوع :
مذهبی , 
پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم….

                                                                                                  با تو رازی دارم !..

                                                                                                  اندکی پیشتر اَی ..


اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!.

… زیر چشمی به خدا می نگریست !..



محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست …..

نازنینم اَدم!!. قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید !!!..

یاد من باش … که بس تنهایم !!….


بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!

به خدا گفت :

من به اندازه ی ….

من به اندازه ی گلهای بهشت …..نه …

به اندازه عرش ..نه ….نه

من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!


اَدم ،.. کوله اش را بر داشت....

خسته و سخت قدم بر می داشت !…

راهی ظلمت پر شور زمین ..

طفلکی بنده غمگین اَدم!..

در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط …

زیر لبهای خدا باز شنید ،…


نازنینم اَدم !… نه به اندازه ی تنهایی من …

نه به اندازه ی عرش… نه به اندازه ی گلهای بهشت !…

که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!

نازنینم اَدم …. نبری از یادم …





سلام به همهی دوستان شرمنده یه مدت نبودم
امید وارم تو این مدت بهتون خوش گذشته باشه
راستی از همهی اونایی که توی این مدت نظر گذاشتنو
جواب ندادم عذر میخوام



موضوع :
سایر , 

فقر


 

میخواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میکشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ، همه جا سر میکشد ........

فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است


 دکتر شریعتی




برچسب ها :
فقر , 

موضوع :
ادبی , 

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت        توحید انعکاس نمایانتری نداشت


جز در مقام عالی زهرا فنا شـدن        ملک وجود فلسفه دیگری نداشت


گــــــیرم که خانه خانه ی وحـی خدا نبود      آتش به بیـــــــت ام ابیها روا نبود


آن بانویی که حرمت قرآنی اش سزاست     در کوچه اش تهاجم اعدا سزا نبود


   حالا چه وقت مجلس شورای رهبر اســت     حیدر مگر خلیفه ی دین خدا نبود


      ای كاش فدك این همه اسرار نداشت   ای كاش مـدینه در و دیـوار نداشت  


      فـریاد دل مـحسن زهـــرا این اســـت   ای كاش در سوخته مسمار نداشت 






برچسب ها :
ایام فاطمیه ,  عزای محبان زهرا(س) ,  بیبی دو عالم , 

موضوع :
مذهبی , 
سلام به همه ی بچه شیعه های غیرتی این مرز و بوم
میخوام امروز از آدمی بنویسم که مثل خیلی از باباها یا عموها وبرادراودایی های شما به خاطر من وشما
توی جنگ آسیب دیدن اما...

Image result for ‫بابا رجب‬‎
اما ما واقعن داریم چیکار میکنیم
به کجا میریم
آره بچه شیعه ها با منو شمام
مایی که حتی انقد بی انصافیم که
اگه حتی امثال پهلونایی مثل بابا رجب و میبینیم
نه تنها غمگین نمیشیم
نه تنها دلمون درد نمیگیره بلکه شاید پناه بر خدا شرمنده خدا
 مسخره شونم میکنیم
آخه ما دختر پسرای شیعه که تا
چشممون به یه نامحرم میخوره
نیشمون تا بلگوش بازه
واقعا میتونیم حتی جواب شهدای خودمونم بدیم

Image result for ‫بابا رجب‬‎

آره دلم از بی انصافی خودمون ما بچه شیعه ها
که قراره یه روز پرچم مهدی (عج) رو بالا ببریم گرفته
به خدا بیایم به فکر باشیم
بخدا...
آه...






برچسب ها :
بابا رجب ,  بچه شیعه ها ,  انصاف , 

موضوع :
عاشقانه ,  مذهبی , 
 

کاش سهراب اینگونه میگفت:


آب را گل نكنید . . .


شاید از دور علمدار حسین (ع)


مشك طفلان بر دوش،


زخم و خون بر اندام،


می رسد تا كه از این آب روان،


پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،


تا علی اصغر (ع) بی شیر رباب (س)

 

 نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .

 

آب را گل نکنید... تا که شرمنده نگردد عباس ... تا که پژمرده نگردد گل یاس ...





برچسب ها :
مشک ,  آب ,  طفلان ,  تشنه ,  کاش ,  گل نکنیم , 

موضوع :
مذهبی , 
مردهای این دورو زمونه اول به قول خودشون عشق و همدمشون رو پیدا کردند و به اونها میگن همه چیز و همه کسه شند تا زمانیکه در سختیها و بی پولی و نداری و بدبختی زندگی می کنند روز و شب در گوش همسرانشان زمرمه می کنند که چقدر دوستشان دارند و افتخار می کنند که چنین زن باوفایی دارند . زنها هم با اعتماد کامل به شوهرا نشان برای آنهابچه های زیبایی را بدنیا می آورند نعمتهای زیبایی که خدا به هر کسی نمیدهد. ودر اخر توسط همین پدران قربانی می شوند .این زنان با ایمان به عشقشان  پا به پای انهاتمام سختیها و مشکلات و کمبودها و ناملایمات را با بچه هایش پشت سر می گذارند به امید اینکه یه روزی این مشکلات تمام میشود و خا نوادها یشان به آرامش می رسند .و روزی طعم خوشبختی را می بینند


 همان مرد ها وقتی که  وضعیت زندگیش تغییر کرد و سرو سامان گرفتند و به پول و پله ای دست یافتند دیگه زنهایشان سراپا  پر از  عیب و ایراد می شود از همه چیز و همه کاراش عیب می تراشاند و بچه هایش را هم جز مزاحمی بیش نمی بینند که مخمل اسایش و آرامش انها شده اند و تمام اسایش و خوشبختی را که به آن رسیده است را تنها حاصل زحمت و صبوری خود می دانند و دنیای تازه و به قول خودش خوشبختیشان  را به تنهایی تقسیم می کنند بدون اینکه حتی به کوچکترین صدای وجدان خود گوش کنند . و با یک بهانه ای




به دنبال آرزوهای گمشده شان  می گردند و زنانشان را در کمال ناباوری رها کرده وجایگزینی تازه برایش پیدا کرده و غرورشان را لگد مال و دلهایشان را با خودخواهی تمام می شکنند.وبچه هایشان را صدی در راه خوشبختی می بینند

و آنوقت  تمام خوشبختیها یشان را با یک غریبه و تازه از را ه رسیده تقسیم می کنند بماند که چه ظلمی در حق زن و بچه هایش می کنند و زنی را که پا به پای مشکلاتش با او همدم و هم راز بود را زیر پایش له می کنند و در دوران میانسالیش تازه فیلشان یاد هندوستان افتاده و به دنبال خوشبختی با تازه واردی می گردند که دوران سختی هایش را فراموش کنندوبه قول خودشان تنوعی ایجاد کنند

 و خوش بگذرونند  حتی بچه هایش را به خاطر خود خواهیشان قربانی می کنند و تمام غرور آنها را نزد شوهران و همسرانشان از بین می برند و آنان تا ابد با عقده های  بجا مانده ازدلشان مثل سایه های تاریکی که همیشه  پشت سرشان هستند  تا روزی که زنده ا ند زندگی می کنند آیا دنیای فانی ارزش اینهمه نامردگیها را دارد


 
 

و آنها با رویاهایشان  تا کی کنار خواهند آمد و این رویا ها چقدر ارزش دارند که اینهمه قربانی باید بدهد آیا این رویاهای زود گذر  ارزش اینهمه  ظلم و نابرابریها را دارد






برچسب ها :
اعتماد ,  هوس ,  آرزوها یا گناه ها , 

موضوع :
سایر , 

ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ :

ﺩﻭﺭﺍﻫﯽ ﺑﯿﻦ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﺳﺖ .

ﮔﺎﻫﯽ ﮐﺎﻣﻞ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪﯼ .

 ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ





برچسب ها :
دوراهی , 

موضوع :
سایر , 



به ادامه مطلب برید




برچسب ها :
پاسخ به مسئله دینی , 

موضوع :
مذهبی , 


به ادامه مطلب برید




برچسب ها :
نوشته های عاشقانه , 

موضوع :
سایر , 

نامی‌ نداشت.نامش‌ تنها انسان‌ بود؛

و تنها دارایی‌اش‌ تنهایی. گفت: تنهایی‌ام‌ را به‌ بهای‌ عشق‌ می‌فروشم. کیست‌ که‌ از من‌ قدری‌ تنهایی‌ بخرد؟
هیچ‌کس‌ پاسخ‌ نداد.گفت: تنهایی‌ام‌ پر از رمز و راز است، رمزهایی‌ از بهشت، رازهایی‌ از خدا.
با من‌ گفت‌و گو کنید تا از حیرت‌ برایتان‌ بگویم… هیچ‌کس‌ با او گفت‌وگو نکرد.و او میان‌ این‌ همه‌ تن، تنها فانوس‌ کوچکش‌ را برداشت‌ و به‌ غارش‌ رفت.
غاری‌ در حوالی‌ دل. می‌دانست‌ آنجا همیشه‌ کسی‌ هست. کسی‌ که‌ تنهایی‌ می‌خرد و عشق‌ می‌بخشد.
او به‌ غارش‌ رفت‌ و ما فراموشش‌ کردیم‌ و نمی‌دانیم‌ که‌ چه‌ مدت‌ آنجا بود.سیصد سال‌ و نُه‌ سال‌ بر آن‌ افزون؟ یا نه، کمی‌ بیش‌ و کمی‌ کم.
او به‌ غارش‌ رفت‌ و ما نمی‌دانیم‌ که‌ چه‌ کرد و چه‌ گفت‌ و چه‌ شنید؛ و نمی‌دانیم‌ آیا در غار خوابیده‌ بود یا نه؟
اما از غار که‌ بیرون‌ آمد بیدار بود، آن‌قدر بیدار که‌ خواب‌آلودگی‌ ما برملا شد. چشم‌هایش‌ دو خورشید بود، تابناک‌ و روشن؛ که‌ ظلمت‌ ما را می‌درید.
از غار که‌ بیرون‌ آمد هنوز همان‌ بود با تنی‌ نحیف‌ و رنجور. اما نمی‌دانم‌ سنگینی‌اش‌ را از کجا آورده‌ بود،
که‌ گمان‌ می‌کردیم‌ زمین‌ تاب‌ وقارش‌ را نمی‌آورد و زیر پاهای‌ رنجورش‌ درهم‌ خواهد شکست.از غار که‌ بیرون‌ آمد، باشکوه‌ بود.
شگفت‌ و دشوار و دوست‌ داشتنی. اما دیگر سخن‌ نگفت. انگار لبانش‌ را دوخته‌ بودند، انگار دریا دریا سکوت‌ نوشیده‌ بود.
و این‌ بار ما بودیم‌ که‌ به‌ دنبالش‌ می‌دویدیم‌ برای‌ جرعه‌ای‌ نور، برای‌ قطره‌ای‌ حیرت. و او بی‌آن‌ که‌ چیزی‌ بگوید، می‌بخشید؛ بی‌آن‌ که‌ چیزی‌ بخواهد.
او نامی‌ نداشت، نامش‌ تنها انسان‌ بود و تنها دارایی‌اش، تنهایی




موضوع :
ادبی ,  سایر , 





خداوند را بخاطر خوشنودی مردم خشمگین مکن ؛

زیرا خداوند جای همه کس را می گیرد و کسی نمی تواند جای خداوند را بگیرد.

از سخنان حضرت علی علیه السلام






موضوع :
مذهبی , 



 یک عمر تمام
دنبال پستچی ای بودم ؛
که نامه ای بنویسم
و برایت بیاورد

بنویسم
شبها رویت را خوب بپوشان
باد بهاری نمیلرزاند ،
اما کسالت می آورد ...

که سر درد هایت خوب شده اند؟
که هنوز چایت را داغ میخوری؟

اما
نه پست چی ای هست
نه دلش را دارم
که نامه ای بنویسم و
از اینکه
دلم برایت قد آسمان تنگ شده است
چیزی ننویسم ...

حواس پرت من
شب ها رویت را خوب بپوشان ؛
سرما نخوری ؟


دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟
مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونا
یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،

اونوقت دلش میشکنه ...






برچسب ها :
دل شکستن ,  عشق ,  مهربانی ,  کودک ,  راز دوست داشتن , 

موضوع :
ادبی ,  عاشقانه , 


اینجا را کلیک کنید.

 

یک صفحه سیاه ظاهر می شه

ماوس خودتون رو هرجای صفحه هست، کلیک کنید

ببینید چه اتفاقی میافته!! 

حالا ماوستون رو کلیک کنید و در همون حال به همه جای صفحه بکشید

هر چه شکل گرفت تقدیم به شما...




برچسب ها :
گل , 



دفتری بود که گاهی منو تو

مینوشتیم در آن از غم وشادی و رویاهامان

من نوشتم از تو:

که اگر با تو قرارم باشد

تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد

که اگر دل به دلم بسپاری

و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال

تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا

تو نوشتی از من:

من که در تنهایی با تو شاعر گشتم ، با تو گریه ، با تو خندیدم ورفتم تا عشق

نازنینم ای یار من نوشتم هر بار با تو خوشبخت ترین انسانم

ولی افسوس

مدتی است که قلم نه دست تو مانده است نه من...







برچسب ها :
تنها برای تنها , 

موضوع :
ادبی , 


یكى از اصحاب امام صادق (ع ) كه همواره به خدمت آن حضرت مى رسید، مدتى غایب شد، روزى یكى از آشنایان او به حضور امام صادق (ع ) آمد، امام از پرسید: ((فلانى كجاست ؟ حالش چطور است ؟)).
او در پاسخ به امام صادق (ع ) به گونه اى پاسخ داد كه گمان كرد، امام از وضع مالى آن شخص پرسیده است .
امام صادق (ع ) پرسید: دینش چگونه است ؟
او در پاسخ گفت : ((دینش به گونه اى است كه شما دوست دارى )).
امام صادق (ع ) فرمود: هو والله الغنى :
((سوگند به خدا، او غنى و بى نیاز است
))






برچسب ها :
ولادت ,  ثروتمند واقعی , 

موضوع :
مذهبی , 
 کد آهنگ وبلاگمه امید وارم خوشتون بیاد
 <!-- Begin Mp3Player by Parstools.com ‍--><object data="http://parstools.com/mp3player/parstools-mp3player.swf" height="68" name="dewplayer" type="application/x-shockwave-flash" width="161"><param name="wmode" value="transparent" /><param name="movie" value="http://parstools.com/mp3player/parstools-mp3player.swf" />    <param name="flashvars" value="mp3=http://uploadpa.com/beta/12/7wmkwajcx5s5vbg1id0w.mp3&autostart=1&autoreplay=1&showtime=1&volume=100&volumecolor=0xBE7FAB&equalizercolor=0xBE7FAB&theme=violet" /></object><!-- End  Mp3Player by Parstools.com -->



برچسب ها :
کد آهنگ , 

موضوع :
مذهبی , 

مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد

مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد

تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری

بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد

مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد

اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد




برچسب ها :
ولادت ,  اسلام ,  پیامبر ,  قطب عالم امکان , 

موضوع :
مذهبی , 
هم چاه سر راه تــــــو باید بکنیم

هم اینکه از انتظار تــــــو دم بزنیم

این نامه چنـدم است که می خوانی؟

داریم رکـــورد کوفه را می شکنیم





مهـــــدی جان

با اینکه در حـوالی چشمم ندارمت

اما همیشه کنج دلــــــم دوست دارمت

این جمعــــه هم نیامدی باز مثل قبل

این هفته هم به خدا می سپارمت






برچسب ها :
جمعه ,  ظهور ,  آقا بیا , 

موضوع :
مذهبی , 
کد آهنگ زیبای اباصالح التماس دعا برای وبلاگ

 به ادامه مطلب برید





برچسب ها :
کد آهنگ ,  یا ابا صالح , 

موضوع :
موسیقی , 

آهسته بیا

 

چیزی هم ننویس 

 

نظر هم نگذار 

 

همان که بخوانی بس است 

 

من به بی محلی ها عادت دارم!





برچسب ها :
بی محلی ,  بی اعتنایی , 

موضوع :
ادبی , 
آغاز امامت مهدی (عج) بر همه ی منتظران
ظهور حضرت گرامی باد





برچسب ها :
امامت ,  سعادت ,  انتظار , 

موضوع :
مذهبی , 

شخصی خدمت امام مجتبی(علیه السلام) رسید و عرض کرد: ای فرزند امیر مؤمنان! تو را به خدایی که به شما

نعمت فراوان داده، به فریاد من برس که دشمنی ستمکار دارم که نه حرمت پیران را پاس می دارد و نه به

خردی صغیران ترحم می کند.

حضرت که تکیه داده بودند، با شنیدن این سخن، برخاستند و نشستند و فرمودند:

«کیست این دشمن تا داد تو را از او بگیرم؟»

عرض کرد: دشمن من، فقر و پریشان حالی است.

حضرت اندکی سر به زیر افکندند و سپس سر برداشتند و به خدمتکار خود فرمودند:

«آنچه مال نزد تو موجود است، بیاور»

او نیز پنج هزار درهم آورد و به آن مرد داد و امام در پایان فرمود: «تو را به خدا سوگند می دهم که هرگاه بار

دیگر این دشمن به تو حمله ور گردید و ستم ورزید، او را نزد من بیاور تا او را از تو دور گردانم»



موضوع :
مذهبی , 
اینم یه شعر زیبا از دوست عزیزم ماکان

هر چه خواستم شد
اما
ندانستم چه می خواهم
هر چه گفتم شد
اما
ندانستم چه می گویم
همه را دیدم
اما
آنی که باید میدیدم ندیدم
من
رودی بودم که دریا
مردابم شد

شعر از ماکان

بلند بخوان.....
درشت بنویس...
آویزه ی گوشت کن که....
تقوا...آن نیست که با یک "تق " "وا" برود.......
وقتی خدارا بیش از هرچیز دوست داشتی...جشن بگیر مومن شدنت را....
آیت الله بهجت{ره}
+++++
هوای سرد و تقوا
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
هرچه هوا سردتر شد لباست را ضخیم تر میکنی
تا سرما به تو نفوذ نکند
هرچه جامعه ات فاسدتر شد ......
تو لباس تقوایت را ضخیم تر کن تا به تو نفوذ نکند
و هرگز نگو محیط خرابه منم خراب شدم.......
" سخنرانی های اقای قرائتی"




او با شماست هرکجا که باشید...... سوره مبارکه حدید

 جملات کــــوتاه و زیبــا از قــرآن

وَ سَخَّرَ لَکُم ما فِی السّمواتِ وَ ما فِی الاَرضِ جمیعاً مِنهُ

همه برای تو؛

تو برای که؟!

تو برای چه؟!


جزئیات: بخشی از آیه 13 سوره جاثیه




خدایا تو میدانی

آنچه را که من نمیدانم

در دانستن تو آرامشیست

و در ندانستن من تلاطمها ...

تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز



برچسب ها :
خدا ,  آرامش ,  نیاز , 

موضوع :
مذهبی , 


تعداد صفحات : 4

 | 1 |  2 |  3 |  4 |